تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

آخرین ترانه بارونی بهار

شنبه 1387/09/30

یلدات مبارک!!!!

به نام بخشنده ی بزرگ

سلام!

آخرین شب پاییز است و اولین شب زمستان...همیشه زندگی اینگونه است، پایان چیزی آغاز چیز دیگر است......امسال با مقدمه شروع کردم....

....یلدات مبارک.!!!...

..تو نمی دانی چگونه سخت است وقتی از برای تو می نویسم کلمات آنقدر اندوهگین می شوند که می گریند و از من فرار می کنند مرثیه نوشتن هم از من گذشته است......سومین یلدای بی تو را چگونه با آن خنده های غم انگیز شکار کنم؟؟؟؟ که تو با رفتنت همه ی هستی مرا به یغما بردی.....من نمی دانم پایان تو آغاز چه بود؟؟؟ که این چنین مرا نابود کرد.....با پرواز تو بالهای من تکه تکه شد و راه آسمان بر من بسته شد......آن شب، شب شعر فرشته ها بود.....تو پیش فرشته ها بودی و بهار مرثیه ی نبود تو را می گریست....... مثل خواب.......مثل رویا و مثل همین پروازی که تو کردی...........تنهایم.......لبخندهای دلم را هم با خود بردی..........تو را به درازی یلدا قسم بیش از این مرا غمگین نگذار..... بر من ببخش آن همه محبتی که وقتی بودی بی هیچ دلیلی نثارم می کردی.......بی بهانه مهربان بودی.......بی بهانه دوستت داشتم...........حالا در این سرمایی که یادآور قدوم زیبای زمستان است برایم سخت است که تصور کنم تو زیر یک مشت خاک آرمیده ای و من به همه ی تو فکر می کنم........ اگر اشک های گونه هایم اجازه دهند........؟؟؟؟؟؟ یعنی می شود بار دیگر تو را در آغوش کشید و یلدا را با خنده های دلم با هم قسمت کنیم؟؟؟؟ با چشم های تو و با خنده های بی تکرار بهاری که تو همه چیزش بودی.....

.فرشته ی بی تکرار من! بعد از رفتن تو ندیدم که یلدای من بخندد........نه...من نمی خواهم یلدای امسالمان را اندوهگین کنم...........اما ای رویای بی تکرار من! جدایی سخت است و از آن سخت تر دلتنگی...............من خیلی دلتنگتم............این زخم دلتنگی تازه نیست.......زخمی دیرینه دارد......از همان هفته ی اول........نه هفته ی اول هم نه از روز اول.........دلتنگت بودم.........تو رفته بودی جایی که هرگز تو را دیگر نمی دیدم.......تو وقتی گونه هایم را می بوسیدی و پر می کشیدی به سوی سرنوشت صدایت را نمی شندیم..........صدایی که دیگر نوای فرشتگان را داشت..........دیدی؟ باز هم دلم آنقدر برای تو تنگ شده که همه ی کلمه هایم غم بار شده اند..........اسم این دل نوشته یلدا است و ماهیتش تویی..........درست مثل اشک هایم که معنایشان گریه است و ماهیتشان تویی...........

همه ی لبخند و شادی هایم را به یغما برده ای ای فرشته ی بی تکرار زمان! عجب غم بار جاودانه شدی.......چه زود وجودت خاطره شد..............حالا برای پرواز وقت بود..........ولی تو..........چه زود پر کشیدی عزیزترین خاطره ی لحظه هایم........

با همه ی غم هایم و با همه ی بلند پروازیم و به همه ی دوست داشتن تو قسم فقط اومده بودم بگم که:

...................**یلدات مبارک**.................... 

 

یلدا مبارک!!!

 پ.ن.۱) یلداتون خوش!!!!!

پ.ن.۲) واواوای بدونین چه غصه ای داره !!! اینجا برف نیومده بیا دیگه برف جووونیم می دونی که چقدر منتظرتم جووننیی من برف خوجمل

پ.ن.۳) دعا کنین زودتر برف بیاد!!!!!


17:55 | بهاری از نسل بارون |

چهارشنبه 1387/09/20

همه ی تو...

به نام بخشنده ی بزرگ

 

سوگند شب

را هم

با اقلیم نگاهت

باز پس فرستاده ام

تا دیگر

همه ی تو

مال او باشد

....

 

پ.ن.۱) می دونی فرق کوچیکه(بزرگ) من با تو چیه؟؟؟  فقط اینه که من،((خودمممم)) اما تو؟؟؟......................


0:15 | بهاری از نسل بارون |