به تو که...."توترین"...توی منی
به نام بخشنده ی بزرگ
نمی دانم چه اسمی را به نامت نقش بزنم؟
که با تو همه ی ویرانه هایم چه زیبا ویران می شود
که با تو همه ی ماضی های بعیدم
مضارع اخباری می شوند...
های....های...های...
ای عشق بی عاشقم!
عاشق ترم کن...
***

پ.ن.1) دنیا مرسی که هستم همه ی زشتی ها را با زیبایی هاش ( یا نه زیبایی ها با زشتی هایش، می دانم پارادوکسش مهم نیست) را تجربه می کنم....![]()
پ.ن.2) فوت یک مرد تو خیابون تکونم داد
...خیلی....کاش باهام حرف نمی زد تا فرداش تو همون مسیر که دیدمش آگهیش را ببینم....این همه زیر و رو شم...![]()
![]()
پ.ن.3) دیگر برای تو که زنده تز از مایی، برای آدم هایی که از جنس دیوارهای سنگی هستند؛ حرفی ندارم
......(این بار با خودم حرف دارم...با فریاد....مرسی)![]()
پ.ن.4) خداجونم مرسی ....هنوزم زنده ام هنوزم احساس دارم....همیشه بودم و هستم و خواهممممم بود......![]()
![]()
![]()
پ.ن.5) پاییز!....پادشاه فصل ها!...... این بار ببارانم....![]()
![]()
19:9 | بهاری از نسل بارون |

